حسن سيد اشرفى

25

نهاية الإيصال ( شرح فارسى أصول الفقه ) ( فارسى )

( اصوليّون ) چنانچه مىگويند مثلا : « مفهوم شرط حجّت است يا نه ؟ » ولى غرضشان ( اصوليّون ) چيزى است كه ذكر كرديم . چنان كه همانا نيست نزاعى در دلالت داشتن بعضى از جمله‌ها بر مفهومى كه براى آنها ( جمله‌ها ) است وقتى باشد براى آنها ( جمله‌ها ) قرينه‌اى خاصّه بر اين مفهوم . پس همانا اين ( دلالت داشتن جمله بر مفهوم با قرينهء خاصّه ) نيست ( دلالت داشتن جمله بر مفهوم با قرينهء خاصّه ) موضع كلامشان ( اصوليّون ) بلكه موضوع كلام و محلّ نزاع در دلالت نوع اين جمله است ، همچون نوع جملهء شرطيّه بر مفهوم با مجرّد بودن آن ( جملهء شرطيّه ) از قرائن خاصّه . نكات دستورى و توضيح واژگان 2 - النّزاع الخ : يعنى « المبحث الثّانى النّزاع فى الخ » . اذا كان له مفهوم : ضمير در « له » به كلام برمىگردد . يدلّ عليه : ضمير در « يدلّ » به كلام و در « عليه » به مفهوم برگشته و اين جمله ، صفت براى « مفهوم » مىباشد . فهو ظاهر فيه : ضمير « هو » به كلام و ضمير در « فيه » به مفهوم برمىگردد . فيكون حجّة الخ : ضمير در « يكون » به ظهور يعنى ظهور كلام در مفهوم برگشته و اين جمله ، جواب « اذا » مىباشد . و على تقديره : ضمير در « تقديره » به حجّيّت مفهوم برمىگردد . لا يدخل هذا النّزاع : مقصود از « هذا النّزاع » حجّيّت مفهوم مىباشد . كان الغرض منها : ضمير در « منها » به مباحث الفاظ برمىگردد . ان يدخل الخ : ضمير در « يدخل » به نزاع در حجّيّت مفهوم برمىگردد . انّ النّزاع هنا : مشاراليه « هنا » حجّيّت مفهوم مىباشد . انّما هو الخ : ضمير « هو » به « النّزاع هنا » نزاع در حجّيّت مفهوم برمىگردد .